<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://mathroom.loxblog.com</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com</link>
<description>هر آنچه که درباره ریاضی نیاز دارید در خانه ریاضی بیابید!</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>حدس جدید در بارهٔ اعداد مرسن</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/حدس-جدید-در-بارهٔ-اعداد-مرسن</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/حدس-جدید-در-بارهٔ-اعداد-مرسن</guid>

<description><![CDATA[
حدس جدید در بارهٔ اعداد مرسن
بیتمن، سلفریج و واگستاف&nbsp;حدس&nbsp;زیر را زده&zwnj;اند: فرض کنیم&nbsp;&nbsp;هر&nbsp;عدد طبیعی&nbsp;فرد باشد؛ در این صورت اگر دو شرط اول -که در زیر آمده است- برقرار باشد، گزاره سوم برقرار خواهد بود:

,
&nbsp;عدد اول باشد (بدیهی است که عدد مرسن اول است.).
&nbsp;عددی اول است.

توجه داشته باشید که این حدس چگونه به حدس قبلی وابسته&zwnj;است.
این سؤال بیشتر از این که یک حدس باشد، از دسته سؤال&zwnj;های جواب داده نشده&zwnj;است. به راحتی می&zwnj;توان نشان داد که اگر مربع عدد اول&nbsp;&nbsp;بر یک عدد مرسن تقسیم شود، در این صورت&nbsp;&nbsp;یک عدد اول ویفریچ است و این اعداد کمیاب هستند! فقط دو عدد شناخته شده&zwnj;اند که زیر 4,000,000,000,000 هستند و هیچ کدام از این مربع&zwnj;ها بر یک عدد مرسن بخش پذیر نیستند.
اگر دنباله&zwnj;ای به این صورت باشد که&nbsp;&nbsp;و&nbsp;&nbsp;آیا همه این دنباله اول هستند؟ دیکسون کاتالان، در پاسخ این سؤال در سال 1876، به لوکاس اظهار داشت که 1-127^2 ()، به این ترتیب اول است. همان طور که مشخص است این اعداد در این دنباله بسیار سریع بزرگ می&zwnj;شوند:
C0 = 2 (اول)
C1 = 3 (اول)
C2 = 7 (اول)
C3 = 127 (اول)
C4 = 170141183460469231731687303715884105737 (اول)
51217599719369681879879723386331576246^10 &lt;C5 (سوال:آیا این عدد اول است؟)
به نظر می&zwnj;آید احتمال این موضوع خیلی کم باشد که A5 (یا چند عدد بزرگ تر از این دنباله) اول باشدبدون شک این مثال دیگری از &laquo;قانون قوی عددهای کوچک&raquo; Guy، است. دقت کنید که اگر در این دنباله یکعدد مرکب&nbsp;پیدا شود، طبق نظریه اول، تمام اعداد بعدی مرکب خواهند بود.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اعداد مرسن</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/اعداد-مرسن-1</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/اعداد-مرسن-1</guid>

<description><![CDATA[
اعداد اول مرسن&nbsp;اعداد اولی&nbsp;به فرم&nbsp;&nbsp;هستند که به افتخار نام کشیش فرانسوی&nbsp;مارین مرسن&nbsp;(به&nbsp;انگلیسی:&nbsp;Marin Mersenne)، به این نام خوانده می&zwnj;شوند. چرا که مرسن در زمینهٔ اول بودن این نوع اعداد اظهار نظری نادرست اما محرک کرده بود. اولین اعداد مرسن اعداد زیر هستند: ۳, ۷, ۳۱, ۱۲۷, ۸۱۹۱, ۱۳۱۰۷۱, ۲۱۴۷۴۸۳۶۴۷ و ... که متناظر هستند با ... ,۸۹ ,۶۱ ,۳۱ ,۱۹ ,۱۷ ,۱۳ ,۷ ,۵ ,۳ ,۲ =n
&nbsp;
اثبات چند قضیه کاربردی در این رابطه
قضیه اول:&nbsp;اگر&nbsp;&nbsp;اول باشد،&nbsp;&nbsp;نیز باید خود اول باشد.
اثبات:&nbsp;فرض کنیم که حکم نادرست است (برهان خلف). یعنی به ازای&nbsp;&nbsp;مرکبی،&nbsp;&nbsp;اول است؛ در این صورت می&zwnj;توان&nbsp;&nbsp;را به صورت ضرب دو عدد غیر یک&nbsp;&nbsp;نوشت. پس:
&nbsp;پس اگر&nbsp;&nbsp;زوج باشد، طبق اتحاد مزدوج و اگر فرد باشد طبق اتحاد&nbsp;چاق و لاغر&nbsp;(لاگرانژ) به عوامل اول تجزیه می&zwnj;شود و اول نیست؛ پس به تناقض می&zwnj;رسیم و فرض خلف باطل است. پس&nbsp;&nbsp;باید اول باشد.
اعداد مرسن واعداد کامل(تام)
بدیهی است که اعداد مرسن در مبنای دو به صورت&nbsp;&nbsp;می&zwnj;باشد که برابر&nbsp;&nbsp;است (تا یک).
تعریف: عدد کامل (تام) عددی است که با مجموع مقسوم علیه&zwnj;های خود، به جز خودش، برابر باشد. از معروفترین آنها ۶=۳+۲+۱ و ۲۸=۱۴+۷+۴+۲+۱ هستند.
قضیه دوم:&nbsp;هر عدد کامل به صورت&nbsp;&nbsp;است که&nbsp;&nbsp;اول است.
این&zwnj;ها اعداد به شکل&nbsp;&nbsp;مرسن هستند و متعاقباً توان&zwnj;های آن&zwnj;ها ()اول است. پس با یافتن هر عدد کامل، می&zwnj;توان یک عدد مرسن جدید پیدا کرد.
آزمایش لوکاس- لمر
تقسیم آزمایشی اکثراً برای تصدیق مرکب بودن یک عدد مرسن اول پنهان استفاده می&zwnj;شود. این آزمایش فوراً نشان می&zwnj;دهد که&nbsp;&nbsp;به ازای&nbsp;مرکب است (به ترتیب با عوامل اول ۲۳، ۴۷، ۱۶۷، ۲۶۳، ۳۵۹، ۳۸۳، ۴۷۹ و ۵۰۳).
یک آزمایش بسیار قدرتمند اولیه برای شناسایی&nbsp;&nbsp;آزمایش لوکاس- لمر است.
ابتدا سه قضیه زیر را مطرح می&zwnj;کنیم:

اگر&nbsp;&nbsp;به پیمانه ۴ و&nbsp;&nbsp;عدد اول باشد، در این صورت&nbsp;، اگر&nbsp;&nbsp;اول باشد.
همچنین این درست است که عوامل اول&nbsp;&nbsp;باید شکل&nbsp;&nbsp;داشته باشند که&nbsp;&nbsp;یک عدد مثبت&nbsp;طبیعی&nbsp;است و در عین حال شکل&nbsp;&nbsp;یا&nbsp;&nbsp;را داشته باشد (آسپنسکی و هیسلت ۱۹۳۹).
یک عامل اول&nbsp;&nbsp;از یک عدد مرسن&nbsp;&nbsp;(چه اول و چه مرکب) در صورتی عدد ویفریچ اول است که&nbsp;&nbsp;. بنابراین یک عدد مرسن نمی&zwnj;تواند&nbsp;عدد ویفریچ&nbsp;اول باشد.

آیا&nbsp;عدد کامل&nbsp;فرد وجود دارد؟
می&zwnj;دانیم تمام اعداد کامل به صورت&nbsp;حاصل ضرب&nbsp;یک عدد اول مرسن توانی از دو می&zwnj;باشند؛ اما در مورد&nbsp;اعداد فرد&nbsp;کامل چه نظریه&zwnj;ای وجود دارد؟ اگر این چنین عددی وجود داشته باشد در این صورت، به صورت حاصل ضرب یک&nbsp;مربع کامل&nbsp;در یک عدد اول به توان فرد می&zwnj;باشد، این عدد حداقل هشت عامل اول دارد و حداقل بر ۳۷ عدد اول&nbsp;بخش پذیر&nbsp;است (لزومی ندارد که متمایز باشند)؛ این عدد حداقل در مبنای اعشاری ۳۰۰ رقم دارد؛ و یک&nbsp;مقسوم علیه اول&nbsp;بزرگ تر از ۱۰۲۰ دارد.
آیا تعداد اعداد مرسن بی نهایت است؟
این سوال معادل با پاسخ دادن به این سوال است که آیا تعداد نامحدودی عدد کامل زوج است. جواب این است که احتمالاً بله است (زیرا&nbsp;سری هارمونیک&nbsp;واگراست).
آیا تعداد اعداد مرسن مرکب بی نهایت است؟
نظریه اولر:&nbsp;اگر&nbsp;&nbsp;باشد و&nbsp;&nbsp;اول باشد، در این صورت&nbsp;&nbsp;نیز اول است، اگر و تنها اگر باقی&zwnj;مانده تقسیم&nbsp;&nbsp;بر&nbsp;برابر&nbsp;&nbsp;باشد.
همچنین اگر&nbsp;&nbsp;باشد و&nbsp;اول باشد، در این صورت عدد مرسن&nbsp;&nbsp;مرکب است (این حدس احتمالاً منطقی است از آن جایی که تعداد اعداد اولی که به ازای&nbsp;&nbsp;به صورت&nbsp;&nbsp;باشد،&nbsp;بی نهایت&nbsp;است.
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تاریخچه بزرگترین اعداد اول شناخته شده</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/تاریخچه-بزرگترین-اعداد-اول-شناخته-شده</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/تاریخچه-بزرگترین-اعداد-اول-شناخته-شده</guid>

<description><![CDATA[
جدول زیر تاریخچه بزرگترین اعداد اول شناخته شده به&zwnj;ترتیب سال پیدا شدن را نشان می&zwnj;دهد. در زیر M همان&nbsp;تابع مرسن&nbsp;است که به&zwnj;صورت&nbsp;&nbsp;تعریف می&zwnj;شود.


عددتعداد ارقامسال (میلادی)

M۱۲۷
۳۹
۱۸۷۶


۱۸۰&times;(M۱۲۷)۲&nbsp;+ ۱
۷۹
۱۹۵۱


M۵۲۱
۱۵۷
۱۹۵۲


M۶۰۷
۱۸۳
۱۹۵۲


M۱۲۷۹
۳۸۶
۱۹۵۲


M۲۲۰۳
۶۶۴
۱۹۵۲


M۲۲۸۱
۶۸۷
۱۹۵۲


M۳۲۱۷
۹۶۹
۱۹۵۷


M۴۴۲۳
۱٬۳۳۲
۱۹۶۱


M۹۶۸۹
۲٬۹۱۷
۱۹۶۳


M۹۹۴۱
۲٬۹۹۳
۱۹۶۳


M۱۱۲۱۳
۳٬۳۷۶
۱۹۶۳


M۱۹۹۳۷
۶٬۰۰۲
۱۹۷۱


M۲۱۷۰۱
۶٬۵۳۳
۱۹۷۸


M۲۳۲۰۹
۶٬۹۸۷
۱۹۷۹


M۴۴۴۹۷
۱۳٬۳۹۵
۱۹۷۹


M۸۶۲۴۳
۲۵٬۹۶۲
۱۹۸۲


M۱۳۲۰۴۹
۳۹٬۷۵۱
۱۹۸۳


M۲۱۶۰۹۱
۶۵٬۰۵۰
۱۹۸۵


۳۹۱۵۸۱&times;۲۲۱۶۱۹۳&nbsp;&minus; ۱
۶۵٬۰۸۷
۱۹۸۹


M۷۵۶۸۳۹
۲۲۷٬۸۳۲
۱۹۹۲


M۸۵۹۴۳۳
۲۵۸٬۷۱۶
۱۹۹۴


M۱۲۵۷۷۸۷
۳۷۸٬۶۳۲
۱۹۹۶


M۱۳۹۸۲۶۹
۴۲۰٬۹۲۱
۱۹۹۶


M۲۹۷۶۲۲۱
۸۹۵٬۹۳۲
۱۹۹۷


M۳۰۲۱۳۷۷
۹۰۹٬۵۲۶
۱۹۹۸


M۶۹۷۲۵۹۳
۲٬۰۹۸٬۹۶۰
۱۹۹۹


M۱۳۴۶۶۹۱۷
۴٬۰۵۳٬۹۴۶
۲۰۰۱


M۲۰۹۹۶۰۱۱
۶٬۳۲۰٬۴۳۰
۲۰۰۳


M۲۴۰۳۶۵۸۳
۷٬۲۳۵٬۷۳۳
۲۰۰۴


M۲۵۹۶۴۹۵۱
۷٬۸۱۶٬۲۳۰
۲۰۰۵


M۳۰۴۰۲۴۵۷
۹٬۱۵۲٬۰۵۲
۲۰۰۵


M۳۲۵۸۲۶۵۷
۹٬۸۰۸٬۳۵۸
۲۰۰۶


M۴۳۱۱۲۶۰۹
۱۲٬۹۷۸٬۱۸۹
۲۰۰۸


M۵۷۸۸۵۱۶۱
۱۷٬۴۲۵٬۱۷۰
۲۰۱۳


]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بزرگترین عدد اول شناخته شده</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/بزرگترین-عدد-اول-شناخته-شده</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/بزرگترین-عدد-اول-شناخته-شده</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;



&nbsp;
گراف تعداد ارقام در بزرگترین عدد اول شناخته شده بر حسب سال از زمان به&zwnj;وجود آمدن رایانه&zwnj;های الکترونیکی. توجه کنید که مقیاس&zwnj;های عمودی لگاریتمی هستند.


بزرگترین عدد اول شناخته شده، بزرگترین&nbsp;عدد صحیحی&nbsp;می&zwnj;باشد که می&zwnj;دانیم&nbsp;عددی اول&nbsp;است.
اقلیدس&nbsp;ثابت کرد که بینهایت عدد اول وجود دارد، بنابراین همیشه عدد اولی بزرگتر از بزرگترین عدد اول شناخته شده وجود دارد.
بسیاری از&nbsp;ریاضی&zwnj;دانان&nbsp;و محققین تفننی سرگرم جستجوی بزرگترین عدد اول شناخته شده هستند؛ این ممکن است مفید نیز باشد چرا که جایزه&zwnj;هایی به وسیله&nbsp;بنیاد مرز الکترونیک&nbsp;برای کشف اعداد اول ارائه شده&zwnj;است.
از آنجایی که اجرای FFT&nbsp;آزمون لوکاس-لمر&nbsp;برای اعداد مرسن سریعتر از هر آزمون دیگری برای انواع دیگر اعداد اول است، بسیاری از بزرگترین اعداد اول شناخت شده&nbsp;عدد اول مرسن&nbsp;هستند؛ در میان ۱۰ بزرگترین عدد اول شناخته شده تا دسامبر ۲۰۰۷ ۶ عدد جزو اعداد مرسن بودند. آخرین ۱۳ عدد اولی که کشف شده&zwnj;اند عدد اول مرسن بودند.
استفاده از&nbsp;کامپیوترهای&nbsp;الکترونیکی کشف&zwnj;ها را شتاب بخشیده و به طوری که همهٔ اعداد اول کشف شده از&nbsp;۱۹۵۱&nbsp;تا کنون به وسیلهٔ این کامپیوترها کشف شده&zwnj;اند. تعداد ارقام بزرگترین عدد اول شناخته شده در سال ۱۹۹۹ از مرز یک میلیون گذشت و باعث دریافت جایزه&zwnj;ای ۵۰٬۰۰۰ دلاری شد.
در ژانویه سال ۲۰۱۳ میلادی بزرگ&zwnj;ترین عدد اول شناخته&zwnj;شده تا کنون که ۱۷٫۴۲۵٫۱۷۰ رقم دارد، توسط پروژهٔ GIMPS کشف شد:

۲۵۷٫۸۸۵٫۱۶۱&nbsp;- ۱
]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اعداد اول</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/اعداد-اول-1</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/اعداد-اول-1</guid>

<description><![CDATA[
کشف و محاسبه
بزرگ&zwnj;ترین عدد اول کشف شده برابر دو به توان ۵۷میلیون و ۸۸۵هزار و ۱۶۱منهای یک است. این عدد یک&nbsp;عدد مرسن&nbsp;است. عدد مرسن عددی است که برابر ۲ به توان n منهای یک است.
جایزه&zwnj;ها برای پیدا کردن اعداد اول
موسسه Electronic Frontier Foundation جایزه&zwnj;ای به مبلغ صدهزار دلار برای اولین کسی که یک عدد اول با حداقل ۱۰ میلیون رقم پیدا کند در نظر گرفته است. همچنین مبلغ ۱۵۰ هزار دلار برای کسی که یک عدد اول با ۱۰۰ میلیون رقم و ۲۵۰ هزار دلار برای ۱ میلیارد رقم در نظر گرفته شده است. این موسسه ممکن است مبلغ ۱۰۰ هزار دلار برای دپارتمان ریاضی دانشگاه UCLA که موفق به کشف یک عدد اول ۱۳ میلیون رقمی شدند پرداخت کند.
الگوهای توزیع اعداد اول
یکی از مسائل مورد توجه ریاضی&zwnj;دانان، چگونگی توزیع و ترتیب قرارگرفتن اعداد اول درون رشته اعداد طبیعی است. این چگونگی دارای الگوهایی است که یکی از آنها به &laquo;الگوی پیشرفت عددی&raquo; معروف است.مثلاً اگر به عدد ۵ که عددی اول است، ۶ واحد اضافه کنیم به ۱۱ و اگر به ۱۱، ۶ واحد اضافه کنیم به ۱۷ و اگر دوباره اضافه کنیم، به ۲۳ و ۲۹ می&zwnj;رسیم که همگی اعدادی اولند. اما با اضافه کردن ۶ واحد دیگر به ۳۵ می&zwnj;رسیم که عددی اول نیست و الگو متوقف می&zwnj;گردد.
مسئله مورد توجه اینست که در هر الگوی پیشرفت چند عدد اول پیش از رسیدن به اولین عدد غیر اول، بدست می&zwnj;آیند؟ طولانی&zwnj;ترین رشته&zwnj;ای که تاکنون بدست آمده، ۲۲ عدد اول را شامل است. اولین عدد اول این رشته ۱۱۴۱۰۳۳۷۸۵۰۵۵۳ بوده که اگر عدد ۴۶۰۹۰۹۸۶۹۴۲۰۰ به آن اضافه شود عدد اول بعدی بوجود می&zwnj;آید و می&zwnj;توان ۲۲ بار عدد مذکور را به اعداد اول مرحله قبل افزود و عدد اولی جدید بدست آورد. دو ریاضی&zwnj;دان اثبات کرده&zwnj;اند برای هر رشته از اعداد اول می&zwnj;توان به یک رشته عددی رسید.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قضیه ویلسون راهی برای تشخیص اعداد اول</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/قضیه-ویلسون-راهی-برای-تشخیص-اعداد-اول</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/قضیه-ویلسون-راهی-برای-تشخیص-اعداد-اول</guid>

<description><![CDATA[
قضیه ویلسون راهی برای تشخیص اعداد اول است. این قضیه بیان می&zwnj;کند به ازای هر&nbsp;عدد اول&nbsp;مانند&nbsp;&nbsp;داریم&nbsp;
این قضیه دوشرطی است بنابراین راهی برای تشخیص اعداد اول از مرکب است یعنی:
برای هر عدد صحیح x اگر رابطه زیر برقرار باشد آنگاه x عددی اول است در غیر این صورت x عددی غیر مرکب است.
&nbsp;
این قضیه تعمیم&zwnj;هایی به شکل زیر دارد:
تعمیم گاوس:&nbsp;کارل فریدرش گاوس&nbsp;ریاضیدان آلمانی در سال ۱۸۰۰ میلادی ثابت کرده که برای هر عدد طبیعی m&gt;۲ عدد اول p

در اینجا&nbsp;&nbsp;عددی صحیح و مثبت است.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عدد اول</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/عدد-اول</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/عدد-اول</guid>

<description><![CDATA[
عدد اول&nbsp;
عددی طبیعی&nbsp;بزرگ&zwnj;تر از ۱ است که بر هیچ عددی بجز خود و ۱&nbsp;بخش&zwnj;پذیر&nbsp;نباشد. تنها استثنا عدد ۱ است که جزو این اعداد قرار نمی&zwnj;گیرد. اگرعددی طبیعی وبزرگ&zwnj;تر از ۱ اول نباشد&nbsp;مرکب&nbsp;است.
رقم&nbsp;یکان&nbsp;اعداد اول بزرگ&zwnj;تر از ۱۰ فقط ممکن است ارقام ۱، ۳، ۷، و ۹ باشد.
پیدا کردن رابطه&zwnj;ای جبری برای اعداد اول جزو یکی از معماهای ریاضی باقیمانده است و هنوز کسی به فرمولی برای آنها دست نیافته است.
دنبالهٔ اعداد اول به این صورت شروع می&zwnj;شود:
۲،&nbsp;۳،&nbsp;۵،&nbsp;۷،&nbsp;۱۱،&nbsp;۱۳،&nbsp;۱۷،&nbsp;۱۹،&nbsp;۲۳،&nbsp;۲۹،&nbsp;۳۱،&nbsp;۳۷،&nbsp;۴۱،&nbsp;۴۳،&nbsp;۴۷،&nbsp;۵۳،&nbsp;۵۹،&nbsp;۶۱،&nbsp;۶۷،&nbsp;۷۱،&nbsp;۷۳،&nbsp;۷۹،&nbsp;۸۳،&nbsp;۸۹،&nbsp;۹۷،&nbsp;۱۰۱،&nbsp;۱۰۳،&nbsp;۱۰۷،&nbsp;۱۰۹،&nbsp;۱۱۳،۱۲۷،&nbsp;۱۳۱،&nbsp;۱۳۷،&nbsp;۱۳۹
&nbsp;



&nbsp;
غربال اراتوستنس&nbsp;الگوریتمی&nbsp;ساده و قدیمی برای یافتن همهٔ اعداد اول تا عدد صحیح برگزیده است. این الگوریتم پیش از&nbsp;غربال آتکین، که سریع&zwnj;تر و پیچیده&zwnj;تر بود، مورد استفاده قرار می&zwnj;گرفت. غربال اراتوستنس رااراتوستنس،&nbsp;ریاضیدان&nbsp;یونان باستان&nbsp;در&nbsp;قرن سوم پیش از میلاد&nbsp;ابداع کرد.
&nbsp;


&nbsp;]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ریاضیات در جهان اسلام</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/ریاضیات-در-جهان-اسلام-1</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/ریاضیات-در-جهان-اسلام-1</guid>

<description><![CDATA[
ریاضیات در جهان اسلام&nbsp;
به شیوه رسمی و مدون با&nbsp;محمد بن موسی خوارزمی&nbsp;آغاز گردید. در آثار خوارزمی سنت&zwnj;های ریاضی در&nbsp;یونان،&nbsp;ایران&nbsp;و&nbsp;هند&nbsp;با هم ترکیب شده&zwnj;است. مهم&zwnj;ترین اثر خوارزمی،&nbsp;الجبر و المقابله&nbsp;است.
پس از خوارزمی،&nbsp;ابویوسف کندی&nbsp;به تکمیل جبر روی آورد. در عصر ترجمه، آثار&nbsp;آپولونیوس،&nbsp;نیکوماخوس&nbsp;و&nbsp;ارشمیدس&nbsp;به عربی ترجمه شد.&nbsp;ابوالوفا بوزجانی، نخستین شارح کتاب خوارزمی بود، که به تکمیل مبحث معادلات پرداخت. ابن&zwnj;سینا، از دیگر ریاضیدانان مسلمان بود؛ وی شرحی بر آثار&nbsp;دیوفانت&nbsp;نوشت.نصیرالدین طوسی، رییس رصدخانه مراغه نیز کتاب&zwnj;هایی در زمینه ریاضی تألیف نمود.&nbsp;عمر خیام&nbsp;نیز تألیفات ریاضی مشتمل بر تحقیق در اصل موضوع اقلیدس و حساب و جبر دارد.&nbsp;غیاث&zwnj;الدین جمشید کاشانی، کاشف حقیقی کسر اعشاری بوده و اندازه صحیح عدد پی را به دست آورده بود؛ کتابمفتاح&zwnj;الحساب&nbsp;وی به زبان عربی&zwnj;است. معروف&zwnj;ترین چهره ریاضی در قرن دهم،&nbsp;بهاءالدین عاملی&nbsp;است. در نزد مسلمین، ریاضیات به علم عدد،&nbsp;هندسه&nbsp;و&nbsp;جبرتقسیم می&zwnj;شده&zwnj;است.
دانسته&zwnj;های این دوران رفته رفته راه خود را به ممالک غرب پیدا کردند و در شکل&zwnj;گیری رنسانس تاثیرات محسوسی گذاشتند. بطور نمونه،&nbsp;لئوناردو فیبوناچیرا مسئول معرفی شیوه عددنویسی هندو-عربی منتج این دوران، و جایگزین کردن سیستم عددنویسی رومی در اروپا با این شیوه دانسته&zwnj;اند.&nbsp;و یا در باب اعداد کسری،&nbsp;محمدبن حصار&nbsp;را مبدع خط کسری دانسته&zwnj;اند، که در اروپا Vinculum نام گرفت.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>جبر در تاریخ</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/جبر-در-تاریخ</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/جبر-در-تاریخ</guid>

<description><![CDATA[
جبر در تاریخ
تاریخچهٔ این علم به بیش از ۳۰۰۰ سال پیش در&nbsp;مصر&nbsp;و&nbsp;بابل&nbsp;برمی&zwnj;گردد که در آنجا در مورد حل برخی از&nbsp;معادلات خطی&nbsp;بحث شده است. در&nbsp;هند&nbsp;و&nbsp;یونان&nbsp;باستان نیز، حدود یک قرن پیش از میلاد از روش&zwnj;های هندسی برای حل برخی از معادلات جبری استفاده می&zwnj;گردیده است. در قرن اول میلادی نیز بحث در مورد برخی از معادلات جبری در آثار&nbsp;دیوفانتوس&nbsp;یونانی و&nbsp;برهماگوپتای&nbsp;هندی دیده می&zwnj;شود. کتاب جبر و المقابلهٔ خوارزمی، اولین اثر کلاسیک در جبر می&zwnj;باشد که که کلمهٔ جبر یا Algebra از آن آمده است.&nbsp;خیامدیگر ریاضی&zwnj;دان شهیر ایرانی است که در آثار خود جبر را از حساب تمییز داد و گامی بزرگ را در تجرید و پیشرفت این علم برداشت. درقرن ۱۶ میلادی، روش حل معادلات درجه سوم توسط دل&zwnj;فرو&nbsp;و معادلات درجه چهارم توسط فراری&nbsp;کشف گردید.



&rdquo;
قسمتی از معادله را که شامل مقدار منفی است نمی&zwnj;توان حذف کرد و به طرف دیگر معادله افزود این عمل را جبر گویند، جمله&zwnj;های مشابه را می&zwnj;توان از دو طرف معادله حذف کرد این عمل مقابله است
&ldquo;



&mdash;بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهائی




دو واژه &laquo;جبر&raquo; و &laquo;الگوریتم&raquo; که امروزه در ریاضیات تمام ملل جهان راه یافته در واقع برگرفته از ترجمه لاتینی کتاب خوارزمی که اولی از نام کتاب و دومی اسم &laquo;الخوارزمی&raquo; یعنی الگوریتمی است. واژة &laquo;الجبر&raquo; (در فارسی: &laquo;جبر&raquo;) نخستین بار در عنوان کتاب وی به کار رفته و پس از آشنایی اروپاییان با این کتاب با مختصر تغییراتی (مثلاً به صورت algebra در انگلیسی و algةbre در فرانسه) به زبانهای دیگر راه یافته است. این واژه از ریشة جَبَرَ در عربی گرفته شده که به معنای شکسته بندی و جُبران است، اما خوارزمی آن را بر عملِ افزودن جمله&zwnj;های مساوی بر دو سوی یک معادله، برای حذف جمله&zwnj;های منفی، اطلاق می&zwnj;کند. واژة &laquo;مقابله&raquo;، که آن هم در عنوان کتاب خوارزمی دیده می&zwnj;شود، به معنای حذف مقادیر مساوی از دو طرف معادله است. ابوکامل شجاع بن اسلم[واژه&zwnj;نامه ۲۳](نیمة دوم قرن سوم) نیز مشتقات واژة جبر را به همین معنی به کار می&zwnj;برد.



&nbsp;
پرینت از صفحه&zwnj;ای از کتاب الجبر خوارزمی


مثلاً برای حل معادلة ۸۰ = x ۲۰ـ۱۰۰ می&zwnj;گوید: &laquo;صد درهم را با بیست شی ء جبر کن و آن را با هشتاد جمع کن.&nbsp;ابوریحان بیرونی&nbsp;عمل جبر را به افزودن مقادیر مساوی به دو کفة ترازو برای حفظ تعادل آن تشبیه می&zwnj;کند&nbsp;خواجه نصیرالدین طوسی،&nbsp;غیاث الدین جمشید کاشانی&nbsp;و&nbsp;ابن غازی مکناسی&nbsp;نیز جبر و مقابله را به همین صورت تعریف کرده&zwnj;اند.
نظریات&nbsp;خیام&nbsp;و&nbsp;فارابی&nbsp;درباره جبر
در طبقه&zwnj;بندیهای&nbsp;یونانیان&nbsp;از علوم، نام علم&nbsp;جبر&nbsp;جزء علوم ریاضی نیامده است. نخستین کسی که&nbsp;جبر&nbsp;را در طبقه&zwnj;بندی علوم داخل کرده&nbsp;فارابیاست که در&nbsp;احصاءالعلوم&nbsp;خود بخشی را به &laquo;علم الحیل&raquo; یا &laquo;علوم الحیل&raquo; اختصاص داده است.&nbsp;این علوم، که&nbsp;فارابی&nbsp;در تعریف آنها می&zwnj;گوید:




&laquo;
علمِ شیوة چاره جویی است برای کاربرد آنچه وجودشان در ریاضیات با برهان ثابت شده و انطباق آنها بااجسام طبیعی
&nbsp;&raquo;




سپس قسمتی از آن علم را حیل عددی می&zwnj;نامد که: &laquo;شامل علمی است در میان مردم زمان ما به جبر و مقابله معروف است&raquo; از اینکه فارابی جبر را جزء علوم حیل آورده، معلوم می&zwnj;شود که از نظر او هنوز جبر نه علمی برهانی بلکه مجموعه&zwnj;ای از شگردها برای استخراج ریشه&zwnj;های معادلات شمرده می&zwnj;شده است. این دیدگاه به نحوی در طبقه&zwnj;بندی&nbsp;ابن سینا&nbsp;از علوم هم منعکس شده است. وی در رسالة فی اقسام العلوم العقلیة (ص ۱۲۲) جبر را جزء &laquo;اجزاء فرعی (الاقسام الفرعیة) ریاضیات&raquo; آورده و آن را، در کنار &laquo;عمل جمع و تفریق بر حَسَب حساب هندی&raquo; یکی از &laquo;شاخه&zwnj;های علم اعداد (من فروع علم العدد)&raquo; شمرده است.&nbsp;خیام&nbsp;در رسالة جبر و مقابلة خود، &laquo;صناعت جبر و مقابله&raquo; را یکی از &laquo;مفاهیم&nbsp;ریاضی&raquo; می&zwnj;شمارد &laquo;که در بخشی از&nbsp;فلسفه&nbsp;که به ریاضی معروف است، بدان نیاز می&zwnj;افتد&raquo;. هرچند&nbsp;خیام&nbsp;در این عبارت در صدد به دست دادن تعریفی جامع و مانع از&nbsp;جبر&nbsp;نیست، اما از نوشتة او چنین استفاده می&zwnj;شود که جبر اولاً &laquo;صناعت&raquo; است و ثانیاً جزء علوم ریاضی است. نتیجة کلی سخن وی این است که&nbsp;جبر&nbsp;در طبقه&zwnj;بندی کلی علومفلسفی&nbsp;قرار می&zwnj;گیرد، هرچند او جایگاه آن را در میان این علوم مشخص نمی&zwnj;کند. وی همچنین در تعریف جبر می&zwnj;نویسد که:




&laquo;
فن جبر و مقابله فنی علمی است که موضوع آن عدد مطلق و مقادیر قابل سنجش است از آن جهت که مجهول اند ولی مرتبط با چیز معلومی هستند که به وسیلة آن می&zwnj;توان آنها را استخراج کرد
&nbsp;&raquo;




بنابراین، در نظر&nbsp;خیام، مقادیر&nbsp;عددی&nbsp;و مقادیر&nbsp;هندسی&nbsp;هر دو می&zwnj;توانند ریشة معادلات&nbsp;جبری&nbsp;باشند. او در رسالة دیگر خود به نام&nbsp;فی قسمة ربع الدائرةنیز تلویحاً با این فکر که جبر مجموعه&zwnj;ای از شگردها (&laquo;حیله&raquo;، توجه کنید که در تقسیم بندی&nbsp;فارابی&nbsp;جبر&nbsp;جزء &laquo;علوم الحیل&raquo; قرار می&zwnj;گیرد) باشد مخالفت می&zwnj;کند.خیام می&zwnj;نویسد:




&laquo;
آنکه گمان برده است که جبر حیله&zwnj;ای (شگردی) برای استخراج اعداد مجهول است، امر نامعقولی را گمان برده است . ... جبر و مقابله اموری هندسی است که به وسیلة اَشکال پنجم و ششم مقالة دوم (اصول اقلیدس) مبرهن می&zwnj;شود
&nbsp;&raquo;




به این ترتیب، جبر و مقابله، از نظر&nbsp;خیام، علمی هندسی است و چون هندسی است&nbsp;بُرهانی&nbsp;نیز هست. این اختلاف در جایگاه جبر به دلیل تازگی این علم و دو تصوری است که از آغاز این علم به موازات هم وجود داشته است. در طبقه&zwnj;بندیهای متأخر علم&nbsp;جبر&nbsp;و مقابله &laquo;از فروع علم&nbsp;حساب&raquo; شمرده شده است. اما باید توجه داشت که این طبقه&zwnj;بندیها به دورانی تعلق دارند که دستاوردهای بزرگ علم&nbsp;جبر&nbsp;دوران اسلامی فراموش شده و از آن تقریباً چیزی جز حل شش دسته معادلة خوارزمی باقی نمانده بود.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>جبر ومقابله</title>
<link>https://mathroom.loxblog.com/جبر-ومقابله</link>
<guid>https://mathroom.loxblog.com/جبر-ومقابله</guid>

<description><![CDATA[
پایه&zwnj;گذاری علم جبر و مقابله



&nbsp;






&nbsp;
صفحه&zwnj;ای از کتاب جبر خوارزمی


محمد بن موسی خوارزمی در قرن سوم هجری، علمی را برای نخستین بار صورتبندی و تدوین کرد که خود آنرا &laquo;الجبر و المقابله&raquo; نامید، علمی که تمام شرایط یک دانش واقعی را داشت، یعنی همان که اروپاییان از آن به &laquo;ساینس&raquo; تعبیر می&zwnj;کنند. این ریاضی&zwnj;دان توانست با این دانش تمام معادلات درجه دوم زمان خود راحل و راه را برای حل معادلات درجه بالاتر هموار کند.



&rdquo;
یک موضوع تاریخی را امروزه نمی&zwnj;توان انکار کرد و آن این است که محمد بن موسی خوارزمی، معلم واقعی ملل اروپایی جدید در علم جبر بوده است
&ldquo;



&mdash;آریستید مار پژوهشگر برجستهٔ فرانسوی




بر اساس الواح&nbsp;بابلی&nbsp;و آثار برجای&zwnj;مانده از محاسبه&zwnj;گران&nbsp;هندی&nbsp;در عهد باستان، مردمان&nbsp;بابل&nbsp;و&nbsp;هند&nbsp;به حل حالات خاصی از&nbsp;معادلات درجه دوم&nbsp;موفق شده بودند، اما آن&zwnj;ها راه حل&zwnj;های خود را فقط به صورت دستور ارائه کردند؛ یعنی این راه حل&zwnj;ها، که برای رفع نیازهای زندگی روزمرة آنان ارائه شده بودند و نه به منظور گسترش دانشریاضی، فاقد براهین علمی بودند. ابتکار خوارزمی در آن است که وی نخست همة&nbsp;معادلات درجه دومشناخته&zwnj;شدة زمانش را بررسی می&zwnj;کند؛ در مرحلة دوم روش حل هریک از آن&zwnj;ها را ارائه می&zwnj;دهد؛ سرانجام در مرحلة سوم، این روش&zwnj;ها را با کمک علم&nbsp;هندسه&nbsp;اثبات می&zwnj;کند؛ مؤلفه&zwnj;هایی که درمجموع علم جدیدی به نام &laquo;جبر&raquo; را تشکیل می&zwnj;دهند. این علم، که از طریق ترجمه&zwnj;های لاتینی کتاب خوارزمی در&nbsp;قرون وسطی&nbsp;به&nbsp;اروپا&nbsp;راه یافت، هم در قرون وسطی و هم در عصر&nbsp;رنسانس&nbsp;تحول بزرگی در علم ریاضیات را موجب شد، چنان&zwnj;که در قرن شانزدهم میلادی&nbsp;نیکولو تارتالیاو&nbsp;کاردان،ریاضی&zwnj;دانان&nbsp;ایتالیایی&nbsp;که با ترجمة لاتینی جبر و مقابله، آشنا بودند روش این ریاضی&zwnj;دان&nbsp;ایرانی&nbsp;را برای حل&nbsp;معادلة درجه سوم&nbsp;تعمیم دادند و بدین&zwnj;ترتیب گام دیگری در گسترش ریاضیات برداشتند.
خوارزمی کارهای دیوفانتوس&nbsp;را در رشته&nbsp;جبر&nbsp;را دنبال کرد و به بسط آن پرداخت با توجه به این ابداع بزرگ ثابت کردند که علم نژاد و فرهنگ نمی&zwnj;شناسد و محصول ذهن انسان&zwnj;های متفکری است که در این عرصه تلاش می&zwnj;کنند.&nbsp;این علم از طریق کتاب وی &laquo;المختصر فی حساب الجبر و المقابله&raquo; در جهان اسلام شهرت یافت و ریاضیدانان بعد از خود را بشدت تحت تاثیر قرار داد که در سده ۱۲ میلادی به&nbsp;لاتین&nbsp;ترجمه شد.
خوارزمی نخست عدد را به صورت ترکیبی از واحدها توصیف می&zwnj;کند، سپس اصطلاحاتی را که در علم جبر به کارمیروند را تعریف می&zwnj;کند. این اصطلاحات عبارتند از &laquo;شیئ&raquo;، &laquo;مال&raquo;، &laquo;عدد&raquo; یا &laquo;درهم&raquo;. سپس به تقسیم بندی معادلاتی می&zwnj;پردازد که از ترکیب&zwnj;های مختلف این اصطلاحات با یکدیگر ایجاد می&zwnj;شوند. به این ترتیب شش دسته معادله از درجات اول و دوم بدست می&zwnj;آید:
 ۱ شیئ&zwnj;هایی مساوی با عددی است ax=b
 ۲ مالی مساوی با عددی است x^۲=b
 ۳ مالی مساوی با شیئ&zwnj;هایی است x^۲=ax
 ۴ مالی به اضافهٔ شیئ&zwnj;هایی، مساوی عددی است x^۲+ax=b
 ۵ مالی به اضافهٔ عددی، مساوی شیئ&zwnj;هایی است x^۲+a=bx
 ۶ مالی مساوی با شیئ&zwnj;هایی به اضافه عددی است x^۲=bx+a

جبر خوارزمی کتابی مقدماتی در ریاضیات است که هدف آن بنابه گفته وی فراهم آوردن چیزی استکه مردم پیوسته درباره مسائل&nbsp;ارث&nbsp;و وصیت و تقسیم اموال و املاک و رسیدگی&zwnj;های&nbsp;حقوقی&nbsp;وبازرگانی&nbsp;و در انجام دادن معاملات گوناگون با یکدیگر یا در آن هنگام که پای تقسیم کردن زمین و حفر مجاری آب ومحاسبات هندسی و غیره میان می&zwnj;آید بدان نیاز دارند. در واقع فقط قسمت اول این کتاب را می&zwnj;توان مربوط به جبر و مقابله به معنی کنونی این اصطلاح علمی دانست. قسمت دوم کتاب درباره اندازه&zwnj;گیری&zwnj;های علمی است وقسمت سوم آن به مسائل وصیت و تقسیم ارث اختصاص دارد.
جبر در نگاه خوارزمی همان معادلات درجه اول و علی&zwnj;الخصوص درجه دوم است، او نظریه&zwnj;ای علمی برای حل معادلات درجه دوم ارائه می&zwnj;کند. البته مراد از نظریه علمی حل یک معادله درجه دو برای اولین بار نیست چراکه بابلیان و هندیان پیش از خوارزمی دستورهایی برای حل بعضی از معادلات داده بودند.
این محاسبات برای مسائل روزمره مثل تقسیمات زمین بوده و صرفاً نظریه علمی نبوده&zwnj;اند. دانش پژوهان بر سر این که چه مقدار از محتوای کتاب از منابع&nbsp;یونانی&nbsp;و&nbsp;هندی&nbsp;و&nbsp;عبری&nbsp;گرفته شده&zwnj;است اختلاف نظر دارند. معمولاً در حل معادلات دو عمل معمول است خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به واردساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد. خوارزمی در کتاب خود به جای مجهول درجه اول یعنی (X) از کلمه شیئ به معنی چیز نامعلوم استفاده می&zwnj;کند. عیسویان اروپا در اسپانیا هنگامی که کتاب&zwnj;های مسلمانان را به زبان خود ترجمه کردند، کلمه عربی &laquo;شیئ&raquo; را با اندکی تحریف با تلفظ &laquo;Xei&raquo; برگرداندند و پس از آنکه نوشتن معادلات به صورت نماد گذاری معمول شد (قرن ۱۶) اروپاییان &laquo;X&raquo; را به عنوان حرف اول آن واژه به جای مجهول درجه اول اختیار کردند.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 09:37:51 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

